الشيخ عباس القمي

150

يازده رساله ( فارسى )

جا كند و جماعتى نتوانستند حركتش دهند ، و سنگى عظيم را از سر چاهى برگرفت كه لشكرى از تحريكش عاجز مانده بودند . يا قالِعَ الْبابِ الَّتي عَنْ هَزِّها * عَجَزَتْ اكُفُّ ارْبَعينَ وَ ارْبَع ( كذا ) « 1 » و شيخ اجل ابن شهر آشوب « 2 » قضاياى بسيار در باب قوّت آن حضرت نقل نموده ، مانند دريدن آن حضرت ، قماط « 3 » را در حال طفوليت ، و كشتن او مارى را به فشار دادن گلوى او را در اوان صغر كه در مهد جاى داشت . « 4 » و اثر انگشت آن جناب در اسطوانه كوفه ، و مشهد كف او در تكريت و موصل و غيره ، و اثر شمشير او در صخره جبل ثور در مكّه ، و اثر نيزه او در كوهى از جبال باديه ، و در سنگى در قلعه خيبر ، در سابق معروف بوده . گويند دست هر كس را اميرالمؤمنين عليه السلام به قوّت مىگرفت نفسش حبس مىگشت ، اگر زياد زور مىكرد او را مىكشت . و قضيّه آن حضرت با خالد بن الوليد در باب قطب رحى كه ميله سنگ آسيا را آن حضرت طوق كرد و برگردن خالد آويخت و هيچ كس نتواست كه او را خلاص كند جز خود آن حضرت كه آن را مثل خمير قطعه قطعه كرد و دور ريخت . و نيز حكايت فشار دادن آن جناب ، خالد را به انگشت سبّابه و وسطى به نحوى كه خالد به آن قوّت و زور نزديك به هلاكت رسيد ، و صيحه منكره كشيد و در جامه خود پليدى كرد ! و نگاه داشتن آن حضرت در حال طفوليت خويش برادر رضاعى خود را كه معلّق شده بود در ميان چاه ، الى غير ذلك بر همه كس معلوم است .

--> ( 1 ) ( . ترجمه : اى كَنندهء درى كه دستان چهل و چهار مرد از تكان دادن آن عاجز بودند . ) ( 2 ) ( . مؤلف كتاب ) مناقب آل ابى طالب ( ، متوفاى 588 . ) ( 3 ) ( . قماط : قنداق . ) ( 4 ) ( . ) مناقب ( ، ج 2 ، ص 287 ، چاپ قم . )